قرآن به زبان عربی نازل شده است ولی در مقایسه با زبان عربی که در کشورهای عرب زبان متداول است، از یک متن بسیار ساده برخوردار است. اگر متن قرآن با متون کتب عربی، به عنوان مثال با متن نهج البلاغه مقایسه شود، صحت این مطلب آشکار می شود. اگر در یک سخنرانی دینی به زبان عربی مثل خطبه های نماز جمعه شرکت کنید، به راحتی جملات مربوط به آیات قرآن را از بقیه سخنرانی می توانید تفکیک کنید. باید هم این طور باشد. قرآن یک کتاب فلسفی یا علمی نیست که برای عده خاصی قابل فهم باشد و یا اینکه حتماً نیازمند شرح و تفسیر باشد. متن قرآن به گونه ای است که با یک آشنایی مقدماتی و مختصر با کلمات استفاده شده درآن که مرتب هم تکرار می شود، می توان آن را فهمید و در آن تدبر کرد. به صورتی است که همه در هر سطحی از دانش ومعرفت که باشند می توانند از آن استفاده کنند. مانند خورشیدی که نورش را بی دریغ به همه چیز و همه کس می تاباند، و تنها شرط استفاده از نور این است که در معرض آن قرار بگیریم. برای استفاده از این منبع نور الهی فقط کافی است که آن را باز کنیم و بخوانیم. ریشه کلمه قرآن از فعل قَرَأ است و به معنای "خواندنی" است؛ یک چیزی که باید آن را خواند. برای شروع می توان از یکی از ترجمه های معتبر (مثل ترجمه آقای فولادوند) استفاده کرد. ولی در ادامه با ممارست و با کمی تلاش، می توان به آن درجه از توانایی دست یافت که مستقیماً بدون استفاده از ترجمه، آیات آن را فهمید. شاید یکی از معجزات قرآن همین سادگی آن است که چهار بار در سوره 54 در آیات 17، 22، 32 و 40 آمده است:
ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم؛ آيا کسى هست که متذکّر شود؟!
(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ)
۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر