۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه
۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه
چرا سخنى مىگوييد که عمل نمىکنيد؟!
چه بسیار قول هایی که داد می شود ولی عمل نمی شود. چه بسیار اظهار ایمان و معنویتی که در حد ادعا باقی می ماند. مولای متقیان در فرازی می فرماید: سخن در بند توست، تا آن را نگفته باشى، و چون گفتى، تو در بند آنى. این سخن پر معنی نشان دهنده این است ما مسئول تمام حرفها و ادعاهایی هستیم که از دهان ما خارج می شود. فقط سخن گفتن کافی نیست بلکه باید درستی گفتار در عمل هم نشان داده شود. شاید آنقدر حرف زده ایم و عمل نکرده ایم که قبح و زشتی این مسئله تا حدودی از بین رفته باشد ولی خداوند متعال در سوره 61 آیات 2 و 3 زشتی این کار را با کلمات تکان دهنده ای بیان می کند:
اى کسانى که ايمان آوردهايد! چرا سخنى مىگوييد که عمل نمىکنيد؟!
نزد خدا بسيار موجب خشم است که سخنى بگوييد که عمل نمىکنيد!
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
َبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ)
اى کسانى که ايمان آوردهايد! چرا سخنى مىگوييد که عمل نمىکنيد؟!
نزد خدا بسيار موجب خشم است که سخنى بگوييد که عمل نمىکنيد!
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
َبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ)
۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه
گفتم گفتی
گفتم: خستهام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16)
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109)
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143)
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
(مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58)
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159)
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11)
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم
گفتی: فانی قریب
من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰)
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴)
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
(ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳)
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳)
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)
برگرفته از سایت: (http://verd. blogfa.com)
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16)
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109)
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143)
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
(مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58)
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159)
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11)
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم
گفتی: فانی قریب
من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰)
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴)
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
(ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳)
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳)
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)
برگرفته از سایت: (http://verd. blogfa.com)
۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه
تشخیص حق و باطل در نتیجه تقوی
تقوی یا همان نیروی ترمز در برابر اعمال نادرست، عواید زیادی در همین زندگی دنیوی دارد که در پیام های قبلی به چند نمونه اشاره شده است. یکی دیگر از نتایج تقوی، فرقان یا همان نیروی تشخیص حق از باطل است. یعنی اگر کسی در برابر گناهان، دارای یک نیروی بازدارنده باشد، در حوادث روزگار، براحتی درست وغلط را تشخیص می دهد و در مرحله تصمیم گیری، درست ترین تصمیم را اتخاذ می کند. بنا به فرمایش مولای متقیان، با شناختن حق و باطل، می توان انسانها، جناحها و گرایش های حق و باطل را از هم تمییز داد. در همین رابطه خداوند متعال در سوره 8 آیه 29 می فرماید:
اى کسانى که ايمان آوردهايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيلهاى جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمىدهد؛ (روشنبينى خاصّى که در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت؛) و گناهانتان را مىپوشاند؛ و شما را مى آمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است!
(يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً وَيُکَفِّرْ عَنکُمْ سَيِّئَاتِکُمْ وَيَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ)
اى کسانى که ايمان آوردهايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيلهاى جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمىدهد؛ (روشنبينى خاصّى که در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت؛) و گناهانتان را مىپوشاند؛ و شما را مى آمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است!
(يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً وَيُکَفِّرْ عَنکُمْ سَيِّئَاتِکُمْ وَيَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ)
۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه
تقوی بهترین لباس
لباس در عین اینکه هم بدن را محافظت می کند و هم به عنوان زینت است، یک کارکرد دیگر هم دارد و آن اینکه عیوب بدن را می پوشاند. یک فرد با پوشش کامل می تواند بسیاری از نقائص جسمی اش را پنهان کند.
جالب است که در قرآن، از تقوی به عنوان لباس یاد می شود. یعنی تقوی همان کارکرد لباس را برای جان انسان دارد. یعنی علاوه بر محافظت و زینت، همه عیوب فرد را در نظر دیگران مخفی می کند. در رفتار و کردار اشخاص متقی نمی توان هیچ عیب و نقصی پیدا کرد و انگار از همه نظر ایده ال هستند. در حالی که چنین نیست و این تقوی است که عیب و ایرادهای احتمالی را پوشانده است.
سوره 7 آیه 26:
اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستاديم که اندام شما را مىپوشاند و مايه زينت شماست؛ اما لباس تقوی بهتر است! اينها (همه) از آيات خداست، تا متذکّر (نعمتهاى او) شوند!
(َا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْکُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْءَاتِکُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَيْرٌ ذَلِکَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّکَّرُونَ)
جالب است که در قرآن، از تقوی به عنوان لباس یاد می شود. یعنی تقوی همان کارکرد لباس را برای جان انسان دارد. یعنی علاوه بر محافظت و زینت، همه عیوب فرد را در نظر دیگران مخفی می کند. در رفتار و کردار اشخاص متقی نمی توان هیچ عیب و نقصی پیدا کرد و انگار از همه نظر ایده ال هستند. در حالی که چنین نیست و این تقوی است که عیب و ایرادهای احتمالی را پوشانده است.
سوره 7 آیه 26:
اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستاديم که اندام شما را مىپوشاند و مايه زينت شماست؛ اما لباس تقوی بهتر است! اينها (همه) از آيات خداست، تا متذکّر (نعمتهاى او) شوند!
(َا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْکُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْءَاتِکُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَيْرٌ ذَلِکَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّکَّرُونَ)
اشتراک در:
پستها (Atom)
